عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیم

گردی نستردیم و غباری ننشاندیم
 
دربیت بالا منظو راز«خانه»چیست؟
«ستردن گردونشاندن غبار»یعنی چه ؟
دیدیم که در کسوت بخت آمده نوروز

از بیدلی او را ز در خانه براندیم

هر جا گذری غلغله ی شادی و شورست

ما آتش اندوه به آبی ننشاندیم
مفهوم بیت بالا را بیان کنید
 
آفاق پر از پیک و پیام است ولی ما

پیکی ندواندیم و پیامی نرساندیم

احباب کهن را نه یکی نامه بدادیم

و اصحاب جوان را نه یکی بوسه ستاندیم

من دانم و غمگین دلت ای خسته کبوتر

سالی سپری گشت و تو را ما نپراندیم
 
منظوراز«خسته کبوتر»چیست؟

«پراندن کبوتر»دربیت بالا یعنی چه؟


ماننده ی افسون زدگان ره به حقیقت

بستیم و جز افسانه ی بیهوده نخواندیم

از نه خم گردون بگذشتند حریفان

مسکین من و دل در خم این زاویه ماندیم

 

منظور از قسمت مشخّص شده چیست؟


طوفان بتکاند مگر امید که صد بار


عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیم

 

«امید »تخلّص کدام شاعر معاصراست؟ومنظور او

ازبیت آخر چیست؟