خودآزمایی های سال اول متوسطه(نوبت اول)
پاسخ خود آزماييهاي ادبيات فارسي
درس اول( هر کاري که با نام خدا آغاز نشود ابتر است)
1- آفريننده اي که پرستيدن اوست سزاوار، دهنده اي که خواستن جز از او نيست خوش گوار
2- ارجمند گردانندهي بندگان از خواري، در پاي افکنندهي گردنکشان از سروري جهان را بلندی وپستی تویی ندانم چه ای هرچه هستی تویی
3- نويسنده با اين جملات تا پايان آفرينش به پيامبر و خاندانش درود
مي فرستد.(توضيح اين که قدما اساس هستي را چهار چيز مي دانستند: آب ،باد، خاک،آتش بنابراين اين چهار چيز تا پايان آفرينش وجود خواهند داشت و گل سرخ نيز هميشه روي ساقه هاي خاردار رشد مي کند)
4- علم اندک ما را به علم بي پايان خودت پيوند بده
5- چون انسان بي ادب نه تنها به خود، بلکه به ديگران نيز بدي ميکند.
پاسخ خود آزماييهاي درس دوم(رستم و سهراب 1)
1- چو يک ماه شد همچو يک سال بود برش چون بر رستم زال بود
2- او مي خواست تا سپاهيان نگذارند آن دو پهلوان يک ديگر را بشناسند و يکي از آن ها به دست ديگري کشته شود و در صورت پيروزي سهراب، شبانه به طور مخفيانه او را نيز بکشند.
3- سهراب مي خواست تا پادشاه ايران ؛يعني، کاووس را از حکومت بردارد و رستم رابه جاي او بر تخت بنشاند و همچنين پادشاه توران؛ يعني، افراسياب را نيز کنار گذاشته و خودش حکومت توران را به دست بگيرد.
4- افراسیاب است.
پاسخ خود آزمايي ها درس سوم(رستم و سهراب 2)
1- الف: خود سهراب چون به صورت يک مهاجم به ايران حمله کرده بود
ب) افراسياب چون با فرستادن سپاهيان قصد داشت که آن ها هم را نشناسند.
پ) کاووس: چون بار اول از دادن نوشدارو خودداري کرد ت) رستم چون خودش را معرفي نکرد. ث)تقدیر وسرنوشت
2- به عهده ي دانش آموز است.
3- وقتي رستم شخصي را براي گرفتن نوشدارو نزد کاووس فرستاد،کاووس بار اول از دادن نوشدارو خودداري کرد و بار دوم خودش به دنبال آن رفت امّا زماني که با نوشدارو به ميدان برگشت سهراب مرده بود.
4- بر زمين بر
5- چون اجلش فرا رسيده بود ديگر توان مقابله نداشت.
6- زدش بر زمين بر به کردار شير بدانست کاو هم نماند به زير
سبک تيغ تيز از ميان برکشيد بر شير بيدار دل بردريد
7- در مثنوي هر بيت براي خود قافيه اي جداگانه دارد ولي در غزل مصراع اول با مصراع هاي زوج هم قافيه است.
پاسخ خودآزماييهاي درس چهارم(مير علمدار)
1) به چشم آن چه تو گويي اي برادر جان مطيع امر تو عباس هست از دل و جان (کلمهي جان رديف است ولي بيت قافيه ندارد)
خدا ناکرده گر ما را ز يک ديگر جدا سازند نه من روي تو را بينم نه تو روي مرا ديگر (بيت کلمه ي قافيه ندارد)
بدان يک ساعت ديگر من و تو از جفا و کين شويم لب تشنه بي سر از ستم هاي شرار امروز
(مصراع دوم،اشكال وزني دارد واج “ م ” در واژهي “ شويم ” وزن را برهم زده است . شرار ( به كسر “ش” ) به معني بديها و بدي كردن است اما در اينجا به غلط ، به معني بدكاران بهكار رفتهاست)
2) الف : در بيت : عازم ظلمت شدند از جانبين مطلع نورين عباس و حسين ( شمر ، عباس و حسين را خاستگاه نور ( مطلع نورين ) ميداند .)
ب : در مصرع: برو بگو به حسين آن امام تشنه لبان ( عمر سعد ، حسين(ع) را امام مسلمانان ميداند .
3 ) بين تئاتر وتعزيه تفاوتهاي فراواني وجود دارد ، ازجمله : ا ) موضوع تئاتر متنوع است وموضوع تعزيه مشخص ب ) تئاتر در جايگاه ويژهاي اجرا ميشود اما تعزيه جايگاه خاصي ندارد . پ ) تعزيه معمولا در زمانهاي مشخصي ( سوكواريهاي مذهبي ) اجرا ميشود اما اجراي تئاتر ، درهر زماني رايج است . ت ) تئاتر خاستگاه اروپايي دارد و تعزيه خاستگاه ايراني ث ) درايران، سابقهي تعزيه بسيار بيشتر از تئاتر است .
پاسخ خودآزماييهاي درس پنجم( سمک و قطران)
1- گرو گذاشتن انگشتري به عنوان ضمانت 2- احترام به حق نان و نمک
2- شير آمدي يا روباه
3- ضمانت کرد، تعهد کرد(توضيح آن که در قديم بزرگان از نگين انگشتري به عنوان مهر استفاده مي کردند و گرو گذاشتن آن به عنوان گرو گذاشتن آبرو و حيثيت بوده است)
4- آتشک را
5- ناگاه خود را بر سر آن مرد افکند// از کجا مي آيي و به کجا مي روي؟// او برادر من است
6- سياست بود، چون در جنگ مي توان براي پيروزي بر دشمن از شيوه هاي مختلف استفاده کرد وسمک نيز از نيروي فکر خود استفاده کرد
7- او براي رسيدن به هدف خود حاضر به انجام هر نوع کاري هست.
8- فرو بريم: برپا کنيم ب)قفا زدن: پس گردني زدن، سيلي زدن
9- گويند: يک مرغابي تصوير ستاره اي را در آب می ديد و فکر می کرد که ماهي است حمله می کرد آن را بگيرد اما چيزي پيدا نمی کرد چون چندين بار اين کار را تکرار کرد و نتيجه اي نگرفت آن را رها کرد بعد از آن هر وقت که ماهي مي ديد فکر مي کرد که همان تصوير ستاره است بنابراين براي گرفتن آن تلاش نمي کرد و نتيجه ي کارش آن بود که هر روز گرسنه مي ماند.
10- گو
پاسخ خودآزماييهاي درس ششم(خير و شر)
1- خاک تشنه استعاره از خير است.
2- درگيري هميشگي خوبي ها و بدي ها که سرانجام نيز با پيروزي خوبيها و شکست بديها به پايان مي رسد.
3- شر به خاطر بدذاتي و حسد خود چيزي از خير مي خواست که قابل جبران نباشد.
4- قابيل نيز به خاطر حسد و بدذاتي، برادر بي گناه خود را از بين برد.
5- منظور از گوهر اول همان لعل ها و جواهرات است و منظور از گوهر دوم صاحب آن هاست.
6- به عهده ي دانش آموز است.
7- به عهده ي دانش آموز است.
8- آبشار سياه از زير کلاهش جاري شد.( آبشار سياه استعاره از موها است)
پاسخ خودآزماييهاي درس هفتم( طوطي و بقال)
1 ) با بيتهاي 17 و19و 20 و 21 ارتباط معنايي دارد اما بيشترين رابطهي آن با بيت 17 است؛ يعني، تشابه و همانندي ميان پديدهها نميتواند دليل يگانگي آنها باشد .
2 ) اين داستان به ما ميآموزد كه هنگام مشاهدهي هماننديهاي دو پديده ، شتابزده و سطحي و غير منطقي ، قضاوت نكنيم .بيت نيز به ما ميآموزد ظاهر انسانها نشاگر باطن آنها نيست .(تشابه ظاهري انسانهاي شيطانصفت و اهل حقيقت ، نبايد ما را به گمراهي بكشاند.)
3 ) زيرا درويش را فقط به خاطر شباهتي ظاهري ، مانند خود پنداشتهبود .
4 ) : نمونه از مثنوي مولوي
كودكي در پيش تابوت پدر زار ميناليد و برميكوفت سر
كاي پدر آخر كجايت ميبرند تا تو را در زير خاكي بفشرند
ميبرندت خانهي تنگ و زحير نه دراو قالي و نه در وي حصير
ني چراغي در شب و نه روز نان ني دراو بوي طعام ونه نشان
زين نسق اوصاف خانه ميشمرد وز دو ديده اشك خونين ميفشرد
گفت جوحي با پدر اي ارجمند والله اين را خانهي ما ميبرند
گفت جوحي را پدر ابله مشو گفت اي بابا نشانيها شنو
ني حصير و نه چراغ و نه طعام نه درش معمور و نه صحن و نه بام
پاسخ خودآزماييهاي درس هشتم(گلهايي که در نسيم آزادي مي شکفند)
1- حرکت انقلابي مردم و فداکاري هاي آن ها را
2- جواب سوال به عهده ي دانش آموز است
3- جواناني که در دوران آزادي رشد مي کنند و مي بالند.
4- هنرمندان نيز به اقشار و گروه هاي مردم پيوستند.
5- مردم را راهنماي هنرمندان مي داند.
خط خورشيد
1- شب: نماد دوران ظلم و استبداد آسمان: نماد جامعه ي ايران شهاب : نماد مبارزان
2-= شعر آزاد يا نو
3- الف) خون خورشيد( خورشيد مثل انساني پنداشته شده که خون دارد) ب)شهابي که مشق را خط مي زند.
4- جواب سوال به عهده ي دانش آموز است
5- در بند آخر بين کلمات :نور، شرق، خورشيد، شفق، آسمان در بند اول بين کلمات: دفتر، پاره پاره، حرف خط خورده، صفحه
پاسخ خودآزماييهاي درس نهم(دريا دلان صف شکن)
1- از حاشيه ي اروند رود به دست مجاهدان ايران
2- درآن جا همه ي چيزهاي معمولي حقيقتي ديگر مي يابند، همه ي اشيا، گنجينه هايي از رازهاي شگفت آفرينش هستند ولي انسان حقيقت آن ها را فقط در جبهه ها در مي يابد.
3- جواب سوال به عهده ي دانش آموز است
4- توصيف رزمنده اي که يک دست خود را از دست داده و دوباره به جبهه باز گشته و تک تير انداز شده است.
5- عمليات کرکوک، سفر به چزابه، پايگاه جهنمي و ...
6- صف طويل رزمندگان تازه نفس- با آرامشي که حاصل ايمان است- وسعت جبهه ي فتح را به سوي آينده طي مي کنند.
7- گردانندگان و هدايتگران بازي هاي سياسي- در قديم به معني مرشد زورخانه بود.
پاسخ
1- به سنت بدرقه کردن مسافران با آب وآينه و قرآن
2- مادرم دل مرا سرشار از نور اميد مي کند. نهاد جمله: مادرم
3- چراغ نماد استقلال و آزادي است.
4- با تمام دل
5- آماده شدن براي رفتن به جبهه
6- در شعر سنتي طول مصراعها با هم مساوي است و قافيه نيز جايگاه مشخصي دارد ولي در شعر نو طول مصراع ها با هم مساوي نيست و قافيه نيز جايگاه مشخصي ندارد.
پاسخ خودآزماييهاي درس دهم(هديه ي ناتمام)
1- پدرش به آن ها فهماند که تقدير و تشکر از مادر نه فقط با دادن کادو بلکه با کمک کردن به او در کارهاي خانه نيز ميسر است.
2- چون مي دانست که هديه ي راوي از هديه ي او زيباتر است.
3- او با اين کار خود هم مي خواست ارزش هديه ي برادرش از بين نرود و هم مي خواست که او نيز در کارهاي خانه به مادرش کمک کند.
4- راوي را
پاسخ خودآزماييهاي درس يازدهم(مسافر)
1- به آخر دنيا
2- وجدان خود نويسنده
3- تيمور لنگ
4- مقام شاعران و نويسندگان از سردارن و فاتحان نظامي بلند تر است.
5- پرودگارا قدرتي به من بخشا تا روح خود را از تعلق به جيفه هاي ناچيز روزگار بي نياز کنم و از هرچه رنگ تعلق دارد آزادش سازم.
6- او با اين سخنان خود را حاصل جريان عاشقي مي داند چون عشق معمولا با لبخند آغاز مي شود سپس وارد مرحله ي دوستي مي شود و سرانجام با اشک پايان مي پذيرد.
7- جواب سوال به عهده ي دانش آموز است
8- يک قطره باران ز ابري چکيد خجل شد چو پهناي دريا بديد
که جايي که درياست من کيستم؟ گر او هست حقا که من نيستم
چو خود را به چشم حقارت بديد صدف در کنارش به جان پروريد
سپهرش به جايي رسانيد کار که شد نامور لؤاؤ شاهوار
بلندي از آن يافت کاو پست شد در نيستي کوفت تا هست شد
در اين شعر سعدي چون قطره ي باران تواضع و فروتني کرد تبديل به مرواريد شد و در قطعه قطرات سه گانه نيز چون قطره ي سوم تواضع و فروتني کرد رب النوع سپيده دم او را انتخاب کرد.
9- جواب سوال به عهده ي دانش آموز است