سروستان

ادبي_آموزشي

سلام دوستان

برای امتحان ادبیّات توصیه می کنیم:

ابتدا سعی کنید از درس دوازدهم به بعد راخوب بخوانید(خودآزمایی وتوضیحات دروس)چون ۱۵نمره از این بخش می آید.

دقّت کنید شعر های حفظی بخش دوم (ازص ۹۰به بعد)مهم ترهستند.(دونمره ی بخش شعر حفظی خیلی مهم است .کافی است چندبار از روی این شعر هابخوانید وبگذرید ...)اگرهم حفظید که بهتر...

فعلا برای امروز وفردا مطلب گذاشته ایم .روزهای بعد بقیه ی مطالب را برایتان خواهیم گذاشت.

سربلندی همه ی ایرانیان     آرزوی همه ی ایرانیان.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/03/05ساعت 20:6  توسط يك دوست  | 

سلام دوستان

اگر مطالب را در ادامه ی مطلب جدی بگیرید.حتما پیروزخواهیدشد.

این سوالات به ظاهر زیادند ولی خیلی هاش

تکراری هستندواین ارزش سوال را نشان می دهد.

نکته های خیلی مهم:

۱-حتما توضیحات درس هارانکته به نکته بخوانید.

۲- شعر های حفظی ۲نمره دارند که به سادگی نباید از دست بدهید.(کافی است چند بار در فواصل مختلف آن ها را برای خود زمزمه کنید.)

۳- خودآزمایی ها از دوجنبه مهم هستند :

اوّل این که ۳نمره ی امتحانی از آن هاست .

دوم این که در میان سوالات درک مطلب هم  رد پای خودآزمایی ها پر رنگ است.(تکرارمی کنیم :درمیان درک مطلب هم  ازخودآزمایی ها خیلی سوال می آید)

۴- هرگزگمان نکنید در امتحان نهایی نیمه ی دوم کتاب ۱۵نمره دارد ونیمه ی اوّل ۵ نمره .

ازتمام کتاب ۲۰ نمره می آید(تقریبا هر ۷صفحه یک نمره)

اگر دوست داشتید در ادامه ی مطلب می توانیم همراهتان باشیم تا مطالب مهم تر را مرورکنیم.

شاداب باشیدوسربلند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/03/03ساعت 13:28  توسط يك دوست  | 

سعی کنید حتما توضیحات هر درس را به خوبی بخوانید .تجربه ثابت کرده است درامتحان سراسری تکیه برمطالب کتاب است.

از ص۹۲به بعد ۱۵نمره خواهد آمد وطبیعی است اول این قسمت (صفحه ی ۹۲به بعد)مطالعه شود.

نکته های مهم تر درس ۱۲

چون رایت عشق آن جهان گیر     

شدچون مه لیلی آسمان گیر

جهان گیر:مجنون است ـ مه لیلی: زیبایی لیلی       

 ـ آسمان گیر:مشهور

 

مجنون درجوار کعبه از خدا چه خواست؟

برعشقش بیفزایدـ عاشق ترش کند ـ ازعمر او کم کند وبه عمر لیلی اضافه کند.

 

درس ۱۳درامواج سند

درآن دریای خون درقرص خورشید             منظور شفق است.

غروب آفتاب خویشتن دید

 

درآن دریای خون دردشت تاریک                 منظور خون های زیاداست

به دنبال سرچنگیز می گشت

 

چراشاعر در دوبیت اول غروب خورشید رابه تصویرکشیده است؟

چون می خواسته است غروب سلسله ی خوارزمشاهیان را برساند

 

به آتش های ترک وخون تازیک                     

زرود سند تا جیحون نشیند

منظور: کشتن ایرانیان است.ترک : مغول ها ـ تازیک :ایرانی ها

 

بنای زندگی برآب می دید:                             

برای زنده ماندن باید از رود بگذرد(سپاه بیاورد)

 

چوموی خویشتن درتاب رفتند:                       

بی تاب وبی قرار شدند به خود پیچیدندمثل موهایشان

 

در س۱۴هنر وسخن

            اگر مرد م را با گوهر اصل گوهر هنرنباشد صحبت هیچ کس را به کار نیاید:

            اگر انسان اصیل باشد ولی هنر نداشته باشد برای هم نشینی مناسب نیست.

 

            درهرکه این دوگوهر یابی چنگ دروی زن وازدست مگذار که وی همه را به کارآید.

            اگرکسی رادیدی که هم اصل ونسب داشت وهم هنرمند بود رهایش مکن که او برای همه مفید است.

 

            ازنظر نویسنده لازمه ی بزرگی خرد ودانش است.

 

            مقصود ازگوهرتن: هنراست.

 

درس ۱۵فرهنگ برهنگی وبرهنگی فرهنگی

           

            لباس می پوشد تا خود را بپوشد:                   

 یعنی: لباس باعث می شود انسان پوشیده باشد ودرامان بماند.

 

            لباس پوست دوم نیست خانه ی اول اوست.          

یعنی:لباس اولین خانه ای است که ازانسان محافظت می کندو نباید تصور کنیم پوست دوم است.

 

لباس انسان پرچم کشور وجود اوست :                       

همان طور که پرچم نشانه ی دین ،فرهنگ ،اعتقادات و...یک کشوراست لباس نیز نشانه ی دین،فرهنگ ،اعتقادات و...آن فرداست.                     

 

حجاب مصونیت است نه محدودیت:                         

حجاب باعث می شود انسان ازخطرات مختلف درامان باشد نه این که برای او محدودیت بیافریند.

درس۱۶ مسجد جلوه گاه هنرهای اسلامی

 

تنوع درشیوه ی معماری مساجد کشورهای اسلامی ناشی ازچیست؟

 تنوع واختلاف نژاد اقوامی بود که سرزمین آن ها را اسلام فتح کرد.

 

چرامسجد جلوه گاه هنرهای اسلامی است؟

همه ی هنرهای زیبا برای خود در مسجد جایگاهی جسته اند بنابراین مسجد جلوه گاه هنرهای اسلامی است.

 

درس ۱۷کلاس نقاشی

 

کلاس نقاشی در مقایسه بابقیه ی کلاس ها چگونه بود؟

دل خواه و روان بود شوخی درآن روا بود وبه جدگرفته نمی شد.خشکی نداشت .معلم دور نبود.

 

کشیدن کدام قسمت از اسب برای معلم دشوار بود او چه چاره ای اندیشید؟

کُلّه ی پا وسم ها مانده بودند. علفزاری کشید وحیوان را تاساق پا درعلف نشاند.

 

درس۱۸مشروطه ی خالی

 

دست خط شاه : امضای شاه

یک شب تنگ آمدم: خسته شدم (نهایت خستگی)

میرغضب: جلّاد

عظم بطن : بزرگی شکم

 

ناله ی مرغ اسیر این همه بهر وطن است.          

شاعراین شعر است

 

خانه ای کاو شود ازدست اجانب آباد        

زاشک ویران کنش آن خانه که بیت الحزن است                              

نشانه ی بیگانه ستیزی شاعر است.

 

جامه ای کاو نشود غرقه به خون بهر وطن

بدر آن جامه که ننگ تن وکم ازکفن است.                                     

نشانه ی وطن دوستی شاعر است (ناسیونالیسم افراطی)

 

آن کسی را که دراین ملک سلیمان کردیم

ملت امروز یقین کرد که او اهرمن است.                                      

اهرمن وسلیمان: محمدعلی شاه

 

درس۱۹حاکم وفراشان

 

آن طرفش را فرّاشان می دانند وچوب دست های آنان:                      

با چوب دستی هایشان تو را تنبیه می کنند.

 

کنج ویرانه ی زندان شد اگر سهم بهار

شکر آزادی وآن گنج خداداد کنید.                                          

 گنح خداداد:  آزادی است

 

غزل اجتماعی :بیشتر مسائل سیاسی واحتماعی را بیان می کند .

شاعران معروف غزل اجتماعی:ملک الشّعرای بهار،عارف قزوینی،عشقی وفرّخی یزدی

 

درس بیستم:سفربه بصره

 

بخواستم رفت: می خواستم بروم 

برنشین:سوار اسب شو.

در رویم: داخل شویم.

 

موی سر باز نکرده بودیم: به حمام نرفته بودیم ـ موی سر خود رانتراشیده بودیم.

 

شوخ ازخود باز کنیم: چرک وکثافت بدن را برطرف کنیم.

 

اکنون ما را که درگرمابه گذارد؟

چه کسی ما را به حمام راه می دهد؟

 

او را باوزیر صحبتی بودی؟

باوزیر رفت وآمد داشت(هم نشین ودوستش بود)

 

این مرد پارسی هم وسعتی نداشت که حال مرا مرمّتی کند.

این مرد ایرانی هم وضع مالی خوبی نداشت که وضع مالی مرا خوب کند(به حال من رسیدگی نماید.)

 

کرای شتر برماداشت:

بابت کرایه ی شتر ازماطلب داشت.

 

در رفتیم: وارد شدیم

 

درآمدند وخدمت کردند:واردشدند واحترام گذاردند.

 

چرانویسنده نا م نوشته ی خود را «پرستو درقاف »نهاده است؟

می خواسته کوچکی خود را دربرابر عظمت مکّه ومدینه نشان دهد

 

بوی مدینه می آید این را ازنم نم باران فهمیدم

دومعنی دارد:اشک وباران

 

چرانویسنده معتقد است که درمدینه می توان عطر بال فرشتگان را حس کرد؟

چون جای پای پیامبر وامامان است .

 

مقصود ازجمله ی «وتقدیرچنین شد که اکنون نیزآفتاب سنگ مزارش باد»چیست؟

آرامگاه وبارگاه نداشتن امام سجاد(ع)

 

«می خواهم بحر را درکوزه ای بریزم»

می خواهم با توان کم خود کار بسیار بزرگی را انجام دهم .ویاد آور این بیت مولوی:

گربریزی بحر را درکوزه ای

چند گنجد قسمت یک روزه ای

درس۲۱:زندکی من

 

برای هلن کلر: ادبیاّت مانند بهشت موعود بود وکتاب مانند: نور خورشید

 

درس ۲۲پیرمرد چشم ما بود

 

فریاد نیما در........شنیده می شد:            

شعرهایش

 

همسر وفرزند نیما از ................به تنگ آمده بودند.           

رفت وآمد شاعران جوان

 

هم چون مرواریدی دردل صدف کج وکوله ای سال ها بسته ماند:

صدف کج وکوله: جامعه ـ یعنی قدر نیما را کسی نشناخت .

مثل مروارید ی که در صدفی نامناسب باشد ،اودرجامعه ای نامناسب ظهور کرده بود.

 

درس ۲۳مسافر ،دیده ور و...

 

ولیکن کس ندانست این مسافر:

چه گفت وباکه گفت وازکحا بود.             

 مسافر:همان شاعراست

 

رخت خویش بربستم: مُردم

 

ولی بامن بگو آن دیده ور کیست

که خاری دید واحوال چمن گفت

دیده ورکسی است که از مشکلات سخن نمی گوید وهمواره از زیبایی ها سخن به میان می آورد.

خار: مشکلات وسختی های زندگی

چمن : زیبایی های زندگی

 

درمصراع«هرصبح نسیم آید برقصد طواف من»شاعر چه ویژگی گل لاله را بیان می کند؟

لاله خود رامقدّس شمرده است.

 

بین «ختن » و«بوی دلاویز»چه رابطه ای برقراراست؟

ختن سرزمینی است که آهویی دارد به نام آهوی ختن،این آهو غدّه ای دار زیر شکمش که به اندازه ی یک نارنج است (ازخون آهوتشکیل شده است)زمانی که این غدّه می افتد بوی خوشی درفضا پخش می شود.

 

 

رانده است جنون عشق ازشهر به افسونم:

یادآور درس لیلی ومجنون است.

 درس۲۴:تاهست عالمی تاهست آدمی

لفظی که پیش هرسخنم آورد سجود:

یعنی : زبان فارسی باعث می شود در برابر هرسخن ومطلب آن سر را به نشانه ی تعظیم فرود بیاورم.

 

علت تکرار برخی از مصراع ها ...............است .

تأکید

 

ای خدای بزرگ،آن قدربه ما عظمت روح وتقوا عطا کن که همه ی وجود خود را باعشق ورغبت قربانی حق کنیم

یعنی:خدایا به ما آن قد بزرگی روحی وایمان عطا کن که بتوانیم تمام وجود خود را با علاقه ی زیاد در راه حق فداکنیم.

 

خدایا آن چنان تار وپودوجود ما را به عشق خود عجین کن که در وجودت محو شویم:

خداوندا،تمام وجود مرا چنان به عشق خودت آمیخته کن که در وجود بزرگ تو محو و پنهان شوم.

 

خدایا ما را ازگرداب خودخواهی وازگردباد هوا وهوس نجات ده وبه ما قدرت ایثار عطا کن.

 

گرداب خودخواهی: غروری که انسان را ازبین می برد.

گردباد هوا وهوس: هوای نفسی که انسان را نابود می کند.

 

خدایا به ماقدرت ده که طاغوت خودپرستی را به زیر پا افکنیم وحقّ وحقیقت را فدای منفعت های شخصی نکینم.

طاغوت خود پرستی: خود خواهی هایی که مثل طاغوت ناخوش آیند است.

به زیر پا افکنیم:نابود کنیم

حق وحقیقت رافدای منفعت های شخصی نکنیم:سعی کنیم حق را بگوییم وبه آن عمل کنیم،هرچند برضدّ خودمان باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/03/02ساعت 14:26  توسط يك دوست  |